حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2285

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

( 125 ) - سكّه‌هاى اشك يازدهم ( فرهاد سوّم ) ايروان مطابقت ميدهند . م . ) . اين محاصره به طول انجاميد و چون فرهاد ديد ، كه پادشاه ارمنستان فرار كرده و پاىتخت هم در محاصره است ، كار را تمام شده پنداشته و توقّف خود را در ارمنستان زايد دانسته ، بقدريكه تيگران جوان ميخواست ، قشونى به او داد ، كه محاصره را بپايان برساند و خود بايران برگشت . بعد ، همين كه تيگران پير از مراجعت فرهاد اطّلاع يافت ، برگشته قشون تيگران جوان را درهم شكست . پس از آن ، چون تيگران جوان از جهت شكستش روى برگشتن بدربار ايران نداشت ، در ابتداء به مهرداد ششم پنت پناه برد ، ولى بعد ، از ترس اينكه مبادا پادشاه مزبور ، كه با تيگران پير دوستى دارد ، او را گرفته بارمنستان بفرستد ، از دربار مهرداد فرار كرده نزد پومپه سردار روم رفت . او تيگران جوانرا خوب پذيرفت ، ولى همين كه تيگران پير اين خبر بشنيد ، سخت نگران گشته نزد پومپه رفت و خواستار صلح گرديد . اگرچه پومپه او را هم خوب پذيرفت ، ولى ملق او سردار رومى را خوش نيامد : چنان كه پلوتارك گويد ( كتاب پومپه ، بند 36 ) به او روميها گفته بودند ، كه سواره نميتوان داخل اردوى روم شد . بنابراين تيگران نه فقط از اسب به زير آمد ، بل شمشير خود را باز كرده بيكى از رومىها داد و بعد ، وقتى كه نزد پومپه درآمد ، تاج خود را برداشته بپاى او گذارد و سپس